سرها بریده بینی بی‌جرم و بی‌جنایت…

آدمیزاد تو هر سنی یه مشغولیت مخصوص اون سن رو داره. وقتی بچه‌ست، اسباب‌بازی… وقتی جوونه، عشق و عاشقی… تو میانسالی، خانواده و بچه‌هاش و در پیری، پول و پله و… مثلا بچه‌گیاش دستش اسباب‌بازی می‌دن که نزنه شیشه همسایه رو بشکنه… یا جوونیاش، عشق و عاشقی باعث میشه که هوا و هوسش رو کنترل کنه و … ولی همه این مشغولیت‌ها فقط سطح نرمالن، نه سطح تاپ….

اگه بخوام در حد این اسباب‌بازی‌ها بمونم و بالاتر از اونا نرم، وقت پیری باز هم برمی‌گردم به همون بچه‌گیام… با این تفاوت که این دفعه دور و بریام ازم انتظار دارن… انتظار دانایی و حکمت… انتظار چیزی که ندارم، وقت نذاشتم داشته باشمش… اگه الان جوابی غیر از «هیچی» واسه این سئوال که «اگه همه چیزا و کسایی که دوستشون داری و بهشون وابسته هستی رو یه دفه ازت بگیرن، چی کار می‌کنی؟» نداشته باشم، باید یه فکری به حال خودم بکنم که بدجوری قمر در عقربه…. اگه از همین حالا نتونم با خودم رو راست باشم و همه‌ش خودمو گول بزنم، آخرش هیچ گهی نمی‌شم… اگه نتونم از روزمرگی‌هام بیام بیرون… اگه نتونم خودمو تو آیینه بشناسم… اگه بذارم وجود نامحدودم محدود محدودیت‌ها بشه…. اگه به بدی‌ها عادت کنم….

از همین حالا باید دنبالش باشم… دنبال فرزانگی‌ای که عصاره زندگی توش خلاصه شده باشه…. حکمتی که در تئوری حرف زدن درباره‌ش راحته، ولی در عمل تک تک سلول‌های بدن رو خاکستر می‌کنه…. قدم گذاشتن تو این راه راحته، ولی ادامه‌ش….

5 پاسخ به “سرها بریده بینی بی‌جرم و بی‌جنایت…”

  1. نصیرالدین جعفری می‌گوید:

    من با قسمت های زیادی از این پست موافقم اما به جبر هم اعتقاد کامل دارم و فکر نمی کنم که خواست و اراده انسان تعیین کننده مطلق باشد. و راستش را بخواهی از پاراگراف آخر چیز زیادی متوجه نشدم. اما در مورد سوالی که پرسیده بودید:
    بین خودمان بماند، در زمانهایی که کمی م. س. ت هستم حس خیال پردازی منبطور عجیبی فعال می شود. اینقدر که بخدا برای خودم هم عجیب است. تلفیق آن و عکس و آن نوشته هم نتیجه همان حال و هوایی بود که گفتم. من دو روز پیش وارد چهل سالگی شدم ولی بر خلاف خط اول این پست، روح و ضمیر ناخودآگاه من هنوز بزرگ نشده است.

    • tenkai می‌گوید:

      ادامه سه نقطه آخر پاراگراف آخر،‌عنوان پسته…
      با کمب تاخیر تولد ۴۰ سالگیتون مبارک :)

  2. نصیرالدین جعفری می‌گوید:

    تصحیح می کنم:
    … حس خیال پردازی من بطور عجیبی …

  3. شب گلک می‌گوید:

    من اتفاقا با جبر موافق نیستم. خلاص شدن از دام روزمرگی ها و تعلقات هم که کاریست کارستان. همین که اراده کردین یه قدم جلو هستید. موفق باشید

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.