یکی از عادتهای بدی که بیشترین ضربه را به من زده است، «از این شاخه به آن شاخه پریدن است». طوری که یادم نمیآید آخرین کتابی که تمام کردم، کدام بود… یا آخرین مطلبی که به طور کامل یاد گرفتم….
به تجربه برایم ثابت شده است هر ابزاری که توسط انسان ساخته میشود نمیتواند همه نیازهای او را تامین کند. همین طور هم جنبه منفی دارد و هم جنبه مثبت… درباره ابزارهای وب ۲ هم این مسئله صدق میکند. ما -انسانهایی که وقت قابل توجهی را در اینترنت صرف میکنیم- کمتر از عمر اسمیمان زندگی میکنیم. از آنجایی که زمان واقعیمان را در دنیای مجازی صرف میکنیم و ۲۴ ساعتمان شاید به ۲۰ ساعت یک آدم نرمال هم نرسد.
هفته بعد، یک اردیبهشت اعزام خواهم شد. اصلا احتمال نمیدادم که درخواست تعجیلم جور شود و به جای یک شهریور، اردیبهشت اعزام شوم. از همین حالا ماندهام چطور دوران آموزشی را بدون اینترنت سر کنم. وابستگی بزرگترین خطر برای انسان است… به شدت به دنیای مجازی وابسته شدهام…
همه چیز مختص این دنیا ساده است، غیر از انسان که بینهایت پیچیده است. وب ۲ انسان واقعی را تصویر میکند و سعی دارد از این پیچیدگی حداکثر استفاده را ببرد. یکی از سرویسهای جالب وب ۲، ماشین خودکشی است… برای کسانی که یادشان افتاده که دنیای واقعیای هم وجود دارد….
من یکی از آن افراد هستم: موقعی که تصمیم گرفتم اکانت تویترم را حذف کنم، به خاطر لینکهای ۰۱ای که بعضی از فالوینگهایم تویت میکردند، این کار را نکردم. ولی «از این شاخه به آن شاخه پریدن»… دیگر نمیخواهم از این عادت بد ضرر کنم…. در سلامت عقلی کامل، اکانت تویترم را حذف میکنم… گوگل ریدرم را هرس میکنم و فیدهایی را که به هبچ دردی نمیخورند و غیر از انرژی منفی چیز دیگری برای عرضه ندارند دور میاندازم… از گروههایی که فقط و فقط برای وقت تلف کردن هستند و حتی گروههایی ۰۱ای که تمرکزم را به هم میزنند، لغو عضویت میکنم. خوشبختانه در فرند فید و فیس بوک اکانتی ندارم که بخواهم حذفشان کنم! تنها چیزی که از دنیای مجازی میخواهم، همین وبلاگ است… به خاطر دوستان مجازی و به خاطر اینکه هنوز وابستهاش نشدهام.
الان احساس میکنم آزادم… آزادی بیشتر از آنکه رهایی از محدودیتها باشد، رهایی از وابستگیهاست…
بعدا نوشت: «ماشین خودکشی» کار نکرد… دستی خودکشی کردم! الان تعداد فیدهای گوگل ریدرم، ۴۹ تاست و تعداد مطالب خوانده نشده از ۴۰۰ و خردهای تا رسیده به ۳۵ تا! قضیه تویترم هم حل شد!
2010/04/16 در 06:47 |
درمورد درست بودن یا نبودن حذف اکانت توئیترت نظری نمیدم، مهم اینه که تصمیم گرفتی و عمل کردی. معمولا» همهی ما کاربران وب دویی، درحال مقایسهی دنیای مجازی و حقیقی هستیم، اکثر مواقع هم کاسه کوزه ها سر دنیای مجازی شکسته میشه و گزینهی آخر هم پاک کردن صورت مسئله (حساب کاربری) هست. ولی فاحشترین واقعیتی که بهش توجه نمیشه اینه که وقتی تو دنیای واقعی با ناخوشایندیها مواجه میشیم، همه رو سر دنیای مجازی خالی میکنیم و اگه خیلی تحت فشار باشیم خودمونو از شر اکانتها و بلاگهامون خلاص میکنیم.
درست یا غلطش به کنار، اگه این خاصیت حذف شوندگی دنیای مجازی نبود، اگه از اول هم تو دنیای مجازی فعال نبودیم تا حذفش کنیم، این احساس بعد از خدافظی موقت یا نسبتا» دائم از این دنیا رو نمیتونستیم حس کنیم. درحالیکه میدونی حذف دنیای واقعی معادل ادبی خودکشیه.
2010/04/16 در 12:23 |
شاید اشکال از خودم بود که نمیتونستم وقتم رو درست مدیریت کنم. ولی خب، وابستگی مثل یه آژیر خطره که سریع باید بهش رسیدگی بشه، وگرنه اوضاع بدتر میشه. اینکه دیوار دنیای مجازی در مقابل دنیای واقعی کوتاهه، چیز عادییه؛ چون زندگی مجازی صد در صد وابسته زندگی واقعیه